خرید بک لینک

دلم هنوز اینجاست

دلت کجا رفته ؟

نفس بکش اینجا کنار کابوسم

آتیش روشن کن هر گوشه ی خونم

گاهی میایم اینجا که بنویسم ولی هیچ کلمه ای... نیست... انگار که نوشتن بلد نباشم ...

برچسب: دلتنگی, نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

از دشمنان برند به دوستان

چون دوست دشمن است...شکایت کجا بریم

برچسب: نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

آهنگ جدید مازیار فلاحی یه جوریه یاد پاییز میفتم

و انگار سخت عاشق یه نفرم :)))

پ.ن ۱:دیروز مستند میراث آلبرتارو دیدم ...دو سال پیشم یه سری دیگه شو دیده بودم

خیلی جالبه برام ... راجع به نخبه هاییه که رفتن از ایران

همشون اذعان داشتن که اینجا اون مدینه ی فاضله ای نبود که متصورش بودیم

یه وقتایی آدما ترجیح میدن سختی بیشتری بکشن تا بمونن و تمام استعداداشون حیف بشه...

ای بابا...

پ.ن۲ :

راست میگن دل به دل راه داره واقعا؟؟؟

برچسب: کنارت, نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

یه مشت کلمه تو ذهنمه امروز...

مثل علی میخوام حرف هامو در قالب کلمات بیان کنم... چون جمله هایی که بتونن حق مطلب رو ادا کنن ندارم...

امروز . آیدا . کافه نامبروان. یاسی. حرف هایی پیرامون پری. مردی با پیراهن آبی و چشمان رنگی . یه مرد که سیبیل داشت و از نظر آیدا مهربون میومد. حرف ها

دیشب. عمه ها . مهمونا . محمدرضا. فکر ها . خنده . خاطرات محمد و مهدیه .

نگاه نکردن .

امروز . حال بد بعد از یک اتفاق . استرس . خستگی . ذهن مشغول

به قول لیلا تو سرم پرِ حرفِ

برچسب: نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

درک نکردن حکمت بعضی اتفاق های زندگی خیلی ناجور آدمو عذاب میده...

پ.ن :

الهی و ربی من لی غیرک ...

ربی من لی غیرک

من لی غیرک ؟؟؟

منُ دستِ خودم نسپار...

چرا این داستان تموم نمیشه ؟؟؟؟

چرا من انقدر احساساتیم

برچسب: نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

امشب ... خیلی حال عجیبی دارم چند تا آهنگ داره به ترتیب لیست گوشیم پخش میشه که همشون مربوط به پارسال اواخر شهریورن ... روزایی که دانشگاه قبول شده بودم ... بابام بهم میگفت نخبه :) روزی که رفتم ثبت نام دانشگاه ... تو ترافیک اتوبان کلافه شده بودم ... رسیدم دانشگاه بهم گل دادن و یه کارت ورود به جشن ورودیای جدید ... چه روز قشنگی بود اون روز... رفتم تو دانشکده تو صف ثبت نام وایسادم ... صدام کردن و رفتم

برچسب: خاطره, نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

بسیار سالها گذشت تا بفهمم
آنکه در خیابان میگرید
از آن که در گورستان میگرید
بسیار غمگینتر است

سالها گذشت
من از خیابانهای بسیار و
از گورستانهای بسیاری گذشتم
تا فهمیدم
آنکه حتّی در خلوت خانه ی خویش
نمیتواند بگرید
از همه اندوهناکتر است


#حسن_آذری

برچسب: نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

ي تو اين شهر برايم قفسي دلگير است(سوگل مشايخي)بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است شعر هم بي تو به بغضي ابدي زنجير است آنچنان مي فشرد فاصله راه نفسمکه اگر زود ، اگر زود بيايي دير است رفتنت نقطه ي پايان خوشي هايم بوددلم از هرچه و هر کس که بگويي سير است سايه اي مانده زمن بي تو که در آينه همطرح خاکستريش گنگ ترين تصوير است خواب ديدم که برايم غزلي مي خوانديدوستم داري و اين خوب ترين تعبير است کاش مي بودي

برچسب: نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

زیر صدا :

بهونه منطقی رضا صادقی

برچسب: نویسنده: نیکا سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 1:42

صفحه بندی